

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۶۳۵
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۳۵
امروز سماع است و مدام است و سقایی
گردان شده بر جمع قدحهای عطایی
فرمان سقی الله رسیدهست بنوشید
ای تن همه جان شو نه که ز اخوان صفایی
ای دور چه دوری تو و ای روز چه روزی
وی گلشن اقبال چه بابرگ و نوایی
از خاک برویند در این دور خلایق
کاین نفخه صور است که کردهست صدایی
از کوه شنو نعره صد ناقه صالح
وز چرخ شنو بانگ سرافیل صلایی
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر به توصیف یک حالت معنوی و جشنوارهای از سماع و سرور میپردازد که در آن جمعی از عاشقان در حال نوشیدن و شادمانی هستند. شاعر از شنیدهها و نشانههای الهی صحبت میکند و به دعوت به زندگی در لحظه و بیداری از خواب غفلت میپردازد. وی به مخاطب میگوید که باید از حالت مردهگی خارج شده و جوانهای از زندگی و نشاط باشد. در نهایت، به این نکته تأکید میشود که آدمی باید فراموشی را کنار بگذارد و به دنیای واقعی و الهی توجه کند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
