

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۶۳۶
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۳۶
ای مونس ما خواجه ابوبکر ربابی
گر دلشدهای چند پی نان و کبابی
آتش خور در عشق به مانند شترمرغ
اندر عقب طعمه چه شاگرد عقابی
لقمه دهدت تا کند او لقمه خویشت
این چرخ فریبنده و این برق سحابی
هین لقمه مخور لقمه مشو آتش او را
بیلقمه او در دل و جان رزق بیابی
آن وقت که از ناف همیخورد تنت خون
نی حلق و گلو بود و نه خرمای رطابی
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به دوستی به نام خواجه ابوبکر ربابی اشاره میکند و از خطرات وابستگی به لذتهای دنیوی، مانند نان و کباب، هشدار میدهد. او عشق را چون آتشی میداند که باید در آن سوخت، اما فریب خوردن به طعمههای دنیا را ناپسند میشمرد. شاعر بیان میکند که در عشق حقیقی، انسان میتواند به معنای عمیقتری از زندگی دست یابد و لذاتی عمیقتر از نیازهای مادی را تجربه کند. همچنین، او به تجدید حیات در جهان پس از مرگ اشاره کرده و بر سرسبزی و زندگی در آن عالم تأکید میکند. در نهایت، با دعوت به پرهیز از گفتوگوهای بیفایده، بر اهمیت سخنان با معنا و عمیق تأکید میکند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
