

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۶۴۶
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۴۶
چه باشد گر چو عقل و جان نخسبی
برآری کار محتاجان نخسبی
تو نور خاطر این شب روانی
برای خاطر ایشان نخسبی
شبی بر گرد محبوسان گردون
بگردی ای مه تابان نخسبی
جهان کشتی و تو نوح زمانی
نگاهش داری از طوفان نخسبی
شب قدری که دادی وعده آن روز
دراندیشی از آن پیمان نخسبی
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به اهمیت بیخوابی و بیداری در راه کمک به دیگران و حفظ نور امید اشاره میکند. او میگوید که اگر عقل و جان به خواب نروند، میتوانند جهان را از مشکلات نجات دهند و در این مسیر باید از خواب غفلت دوری کرد. مولانا به شب سرشار از امید و نور اشاره میکند و بر بیدار ماندن در زمانهای سخت و خطرناک، مانند طوفان نوح، تأکید میکند. در نهایت، شاعر اشاره به عشق به شمس تبریزی دارد و میگوید که عاشق باید برای عشق و دیدن زیباییهای الهی بیدار و هوشیار باشد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
