

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۶۴۷
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۴۷
دلا چون واقف اسرار گشتی
ز جمله کارها بیکار گشتی
همان سودایی و دیوانه میباش
چرا عاقل شدی هشیار گشتی
تفکر از برای برد باشد
تو سرتاسر همه ایثار گشتی
همان ترتیب مجنون را نگه دار
که از ترتیبها بیزار گشتی
چو تو مستور و عاقل خواستی شد
چرا سرمست در بازار گشتی
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به چالش عقل و جنون میپردازد و به شنونده میگوید که وقتی به اسرار زندگی آگاه شدهای، باید از عقل و هشیاری فاصله بگیری و به دیوانگی و عشق بگرایی. او تأکید میکند که تفکر باید برای بخشیدن و ایثار باشد و نه به عنوان بار سنگین. شاعر به مخاطب هشدار میدهد که مانند مجنون، عشق را در قلب نگهدار و از زنجیرهای عقل و ترتیب فاصله بگیر. در نهایت، او دعوت میکند تا از محدودیتهای دنیا فراتر بروی و به حقیقتهای عمیقتر دست یابی، به جای اینکه در دغدغههای دنیوی مسقر شوی.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
