

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۶۴۹
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۴۹
منم فانی و غرقه در ثبوتی
به دریاهای حی لایموتی
مگر من یوسفم در قعر چاهی
مگر من یونسم در بطن حوتی
وجود ظاهرم تا چند بینی
که اطلسهاست اندر برگ توتی
فقیرم من ولیکن نی فقیری
که گردد در به در در عشق لوتی
ز بهر قهر جان لوت خوارم
بمالیده چو جلادان بروتی
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان احساس فانی بودن خود و غرق شدن در عشق الهی میپردازد. او خود را به یوسف تشبیه میکند که در چاهی در ناامیدی و اندوه گرفتار است و همچنین به یونسی که در دل دریا محبوس شده، اشاره میکند. با وجود فقیر بودن، او عشق شمس تبریزی را برتر از هر چیز دیگری میداند و تأکید میکند که هیچ چیز دیگری ارزش توجه را ندارد. این عشق برای او بالاتر از تمام زیباییها و خوشیهای زندگی است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
