

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۶۷۵
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۷۵
بیاموز از پیمبر کیمیایی
که هر چت حق دهد میده رضایی
همان لحظه در جنت گشاید
چو تو راضی شوی در ابتلایی
رسول غم اگر آید بر تو
کنارش گیر همچون آشنایی
جفایی کز بر معشوق آید
نثارش کن به شادی مرحبایی
که تا آن غم برون آید ز چادر
شکرباری لطیفی دلربایی
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: در این غزل، مولانا به اهمیت راضی بودن از شرایط و پذیرش واقعیتها میپردازد. او به پیروی از پیامبر اشاره میکند و تأکید میکند که رضایت در زمان سختیها میتواند دروازههای بهشت را بگشاید. همچنین، برای غمها و مشکلات زندگی، باید نگرش مثبت داشت و با شادی از آنها گذر کرد، چرا که هر غمی در نهایت به نفع انسان خواهد بود. شاعر به این نکته نیز اشاره میکند که زندگی پر از چادرهای مکار و مشکلات است، اما با پذیرش و خونسردی میتوان از سختیها عبور کرد. در نهایت، مولانا بر این باور است که بهترین راه مقابله با غمها، شادمانی و امیدواری است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
