

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۶۷۸
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۷۸
اگر خورشید جاویدان نگشتی
درخت و رخت بازرگان نگشتی
دو دست کفشگر گر ساکنستی
همیشه گربه در انبان نگشتی
اگر نه عشوههای باد بودی
سر شاخ گل خندان نگشتی
چه گویم گر نبودی آن که دانی
به هر دم این نگشتی آن نگشتی
فلک چتر است و سلطان عقل کلی
نگشتی چتر اگر سلطان نگشتی
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر دربارهٔ اهمیت وجود و تأثیر وجودی انسان در جهان است. شاعر با تأکید بر عدم وجود خورشید جاویدان، درخت و بازرگان و عناصر دیگر، به این نکته میپردازد که اگر انسانها در مقامهای مختلف خلاقیت و سازندگی نداشته باشند، زندگی بیمعنی میشود. او به ویژگیها و تأثیرات مثبت و منفی موجودات و افکار تأمل میکند و این را نشان میدهد که هر شخصیتی در زندگانی میبایست نقشی اساسی ایفا کند. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید میکند که اگر درونی با تواناییهای خاص وجود نداشته باشد، زندگی بیفایده و تاریک خواهد بود.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
