

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۶۷۹
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۷۹
ز ما برگشتی و با گل فتادی
دو چشم خویش سوی گل گشادی
ز شرم روی ما گل از تو بگریخت
ز گل واگشتی اینجا سر نهادی
نهادی سر که پای من ببوسی
نیابی بوسه گل را بوسه دادی
بدان لبها که بوی گل گرفتهست
نیابی بوسه گرچه اوستادی
برای رفع بویش این دو لب را
همیمالم به خاکت من ز شادی
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر بیانگر احساس عمیق عاشقانه و جاذبهای است که میان عاشق و محبوب وجود دارد. عاشق در مقابل محبوب خود، تشبیهات زیبایی را به کار میبرد و از گل به عنوان نماد زیبایی یاد میکند. او ذکر میکند که گل از شرم محبوبش روی برمیگرداند و بیان میکند که زیبایی محبوب او را به وجد میآورد. در این ارتباط عاشق با عشق و جذابیت محبوب، به ایدهی پیوند میان خاک و عشق اشاره میکند و نشان میدهد که عشق میتواند روح و جان آدمی را سرشار از خوشی کند. در نهایت، عشق او را به سمت حق و حقیقت رهنمون میشود.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
