

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۷۱
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۱
تعالوا کلنا ذا الیوم سکری
باقداح تخامرنا و تتری
سقانا ربنا کاسا دهاقا
فشکرا ثم شکرا ثم شکرا
تعالوا ان هذا یوم عید
تجلی فیه ما ترجون جهرا
طوارق زرننا و اللیل ساجی
فما ابقین فی التضییق صدرا
ز کف هر یکی دریای بخشش
نثرن جواهرا جما و وفرا
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: در این غزل مولانا، شاعر دعوت به جشن و سرور میکند و روزی پرخیر و برکت را توصیف میکند. او از شادی و نشئگی ناشی از مشروب عشق الهی سخن میگوید و تأکید میکند که این روز، فرصتی برای تجربهٔ تجلیات الهی و آشکار شدن آرزوهاست. در این حال، شاعر به نعمتهای بینظیری که از دستان خداوند به دلها میرسد اشاره میکند و از همه میخواهد تا در این جشن شادمانه شرکت کنند. روح شعر بر پایهٔ امنیت و فراوانی استوار است و برکات و جواهرات عشق را نثار میکند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
