

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۷۲
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۲
حداء الحادی صباحا بهواکم فاتینا
صدنا عنکم ظباء حسدونا فابینا
و تلاقینا ملاحا فی فناکم خفرات
فتعاشقنا بغنج فسبونا و سبینا
عذل العاذل یوما عن هواکم ناصحیا
ان یخافوا عن هواکم فسمعنا و عصینا
و رایناکم بدورا فی سماوات المعالی
فاستترنا کنجوم بضیاکم و اهتدینا
بدرنا مثل خطیب امنا فی یوم عید
فاصطفینا حول بدر فی صلوه اقتدینا
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر به عشق و حال و هوای ناب عاشقانه میپردازد. گوینده از زیبایی و سحر ازلی یار سخن میگوید و عشق را چون پیالهای پر از شراب خوشطعم توصیف میکند. او در میان جمع عاشقان، به وجد آمده و از جمال یار شگفتزده میشود. احساساتی چون سرمستی و شیدایی در شعر جاری است، به طوری که عاشقان بدون درک عقلانی از عشق، فقط با دل و جان به شناخت یار پرداخته و از لحظات زیبای وصال لذت میبرند. در نهایت، به روح عشق و عشقورزی در عین سادگی و صفا اشاره میشود که زندگی و وجود عاشقان را پر معنا میکند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
