

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۷۳
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۳
طال ما بتنا بلاکم یا کرامی و شتنا
یا حبیب الروح این الملتقی اوحشتنا
حبذا شمس العلی من ساعه نورتنا
مرحبا بدر الدجی من لیله ادهشتنا
لیس نبغی غیرکم قد طال ما جربتنا
ما لنا مولا سواکم طال ما فتشتنا
یا نسیم الصبح انی عند ما بشرتنی
یا خیال الوصل روحی عند ما جمشتنا
یا فراق الشیخ شمس الدین من تبریزنا
کم تری فی وجهنا آثار ما حرشتنا
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و yearning به معشوق سخن میگوید و حالتی از تنهایی و شیدایی را به تصویر میکشد. او از حضور معشوقی یاد میکند که نور و روشنایی را به زندگیاش میآورد و در فقدان او احساس بیحالی و وحشت میکند. شاعر به جستجو و longing برای معشوق اشاره میکند و از آثار حضور او بر چهرهاش میگوید. در نهایت، او به فراق معشوق، شمسالدین تبریزی، اشاره میکند و نشان میدهد که عشق او تا چه اندازه عمیق و تأثیرگذار است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
