

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۷۲۷
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۲۷
گر وسوسه ره دهی به گوشی
افسرده شوی بدان ز جوشی
آن گرمی چشم را که داری
نیش زهر است و شکل نوشی
انبار نعیم را زیان چیست
گر خشم گرفت کورموشی
آخر چه زیان اگر بیفتد
یک دو مگس از شکرفروشی
مر ناقه شیر را چه نقصان
گر دیگ شکست شیردوشی
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به مخاطب هشدار میدهد که اگر به وسوسهها گوش دهد، ممکن است دچار افسردگی و یأس شود. او به بررسی تضاد بین عشق و زهر در چشم میپردازد و میگوید که ارتباط با محبوب میتواند گاهی خطرناک باشد. مولانا از نعمتها و خیرات الهی سخن میگوید و به این نکته اشاره میکند که حتی اگر بلایایی به سرش بیاید، نباید خود را ناامید کند. او در نهایت عشق به شمس تبریز را به عنوان منبع انرژی و شور در زندگی معرفی میکند و این عشق را هم ناطق و هم خاموش میداند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
