

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۷۵۷
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۵۷
کژزخمه مباش تا توانی
هر زخمه که کژ زنی بمانی
پیر است عروس عیش دنیا
مرگش طلبی اگر ستانی
تا رخ ننمود جمله نور است
چون رخ بنمود شد دخانی
از سیل بلا چو کاه مگریز
در عشق و ولا چو پهلوانی
چون آب روان به هر نباتی
باید که حیات را رسانی
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به اهمیت صبر و استقامت در مسیر عشق و عرفان میپردازد. او warns میدهد که اگر در زندگی دچار انحراف شوی، ممکن است از اصل حقیقت دور شوی. دنیای مادی را به عروسی پیر تشبیه میکند که در نهایت به مرگ میانجامد و تأکید میکند که باید از هول و هراس در برابر بلاها فرار نکرد. او با تصویر آب و گیاهان، نشان میدهد که باید عشق و حیات را به دیگران منتقل کرد و در این راه پیوسته و استوار بود.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
