

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۷۵۹
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۵۹
گویم سخن لب تو یا نی
ای لعل لب تو را بها نی
ای گفته ما غلام آن دم
کآنجا همگی توی و ما نی
اینجا که منم به جز خطا نی
وآنجا که توی بجز عطا نی
اینجا گفتن ز روی جسم است
وآنجا همه هستی است جا نی
سیاره همیروند پا نی
صد مشک روانه و سقا نی
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به مقایسهٔ گفتار و حال خود با وجود محبوب میپردازد. او میگوید که لبان محبوبش ارزش و بهایی ندارند و همهٔ وجود او در مقایسه با خود او ناچیز است. در حالی که در این دنیا، گفتوگو تنها به جسم و ظاهر محدود است، در دنیای معنوی همهچیز بر مدار حقیقت و وجود است. شاعر از دوری و رنج خود میگوید و بیان میکند که در پی حقیقت و معرفت، دچار رشک به محبوبش شده و در سکوت به توصیف او میپردازد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
