

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۸۰۱
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۰۱
عاشقان را آتشی وآنگه چه پنهان آتشی
وز برای امتحان بر نقد مردان آتشی
داغ سلطان مینهند اندر دل مردان عشق
تخت سلطان در میان و گرد سلطان آتشی
آفتابش تافته در روزن هر عاشقی
ما پریشان ذره وار اندر پریشان آتشی
الصلا ای عاشقان کاین عشق خوانی گسترید
بهر آتشخوارگانش بر سر خوان آتشی
عکس این آتش بزد بر آینه گردون و شد
هر طرف از اختران بر چرخ گردان آتشی
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر به وصف آتشی میپردازد که عاشقان را میسوزاند و در دل مردان عشق داغی ایجاد میکند. این آتش نهتنها امتحانی برای آنان است بلکه نشانی از عشق و زیباییاش نیز محسوب میشود. شاعر از آتش بهعنوان نمادی برای پیدایی و آگاهی یاد میکند و نشان میدهد که عشق همانند آتشی در جان عاشقان شعلهور است. در ادامه، از بانگی برای عاشقان یاد میکند که بر سر سفرهای از عشق نشستهاند و در عین حال، وجود آتش در آسمان و گردون را به تصویر میکشد که میتواند نمادی از عشق الهی و زیباییهای آسمانی باشد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
