

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۸۱۲
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۱۲
ای دهان آلوده جانی از کجا می خوردهای
و آن طرف کاین باده بودت از کجا ره بردهای
با کدامین چشم تو از ظلمتی بگذشتهای
با کدامین پای راه بیرهی بسپردهای
با کدامین دست بردی حادثات دهر را
از جمال دلربایی آینه بستردهای
نی هزاران بار خون خویشتن را ریختی
نی هزاران بار تو در زندگی خود مردهای
نی هزاران بار اندر کورههای امتحان
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بررسی حال انسانی میپردازد که از کثافات و آلودگیهای مختلف رنج میبرد و به دنبال حقیقت و نور است. او سوالاتی را خطاب به این شخص میپرسد، از این که از کجا به بادهای که مینوشد رسیده و چگونه از ظلمت بگذشته است. همچنین اشاره میکند که این انسان بارها در زندگی خود آزمایشها و مشکلات سختی را پشت سر گذاشته و حال باید به عوارض و نشانههای واقعی درون خود نگاه کند. در انتها، شاعر بر این نکته تأکید میکند که شخصی که اگر سنگ-hearted باشد، با وجود همه این نشانهها میتواند به جوهر و ارزش واقعی خود پی ببرد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
