

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۸۳۳
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۳۳
سوی باغ ما سفر کن بنگر بهار باری
سوی یار ما گذر کن بنگر نگار باری
نرسی به باز پران پی سایهاش همی دو
به شکارگاه غیب آ بنگر شکار باری
به نظاره و تماشا به سواحل آ و دریا
بِسِتان ز اوجِ موجش دُرِ شاهوار باری
چو شکار گشت باید، به کمند شاه اولی
چو برهنه گشت باید، به چنین قمار باری
بکشان تو لنگ لنگان ز بدن به عالم جان
بنگر ترنج و ریحان گل و سبزه زار باری
هله چنگیان بالا ز برای سیم و کالا
به سماع زهرهٔ ما بزنید تار باری
