

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۸۳۶
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۳۶
به چه روی پشت آرم به کسی که از گزینی
سوی او کند خدا رو به حدیث و همنشینی
نه که روی و پشت عالم همه رو به قبله دارد
که ز کیمیاست مس را برهیدن از مسینی
همگان ز خود گریزان سوی حق و نعل ریزان
که ز کاسدی رسانمان به لطافت و ثمینی
نه زمین ستان بخفته ز رخ فلک شکفته
ز فلک نبات یابد برهد از این زمینی
دهد آن حبوب علوی به زمین خوشی و حلوی
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان موضوعات عرفانی و عشق الهی میپردازد. او به جستجوی حقیقت و دوری از مادیات تأکید میکند و از دلخوشیها و لذتهای زمینی میگوید که نباید مانع ترقی روحی انسان شوند. زائران معراج عشق در جستجوی معشوق حقیقی باید از تعلقات دنیوی فرار کنند و به سمت آسمانهای معنوی و ارتباط با خداوند بروند. شاعر با استفاده از تشبیهات مختلف، زیبایی و ارزشهای روحانی را بر مادیات ترجیح میدهد و به کسانی که به عشق و حقیقت رسیدهاند، دعوت میکند تا از زندگی ظاهری رها شوند و به عالم معانی بپیوندند. در انتها، او به عشق خود به معشوق اشاره میکند و به جایگاه والای او در دلش میپردازد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
