

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۸۳۸
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۳۸
صفت خدای داری چو به سینهای درآیی
لمعان طور سینا تو ز سینه وانمایی
صفت چراغ داری چو به خانه شب درآیی
همه خانه نور گیرد ز فروغ روشنایی
صفت شراب داری تو به مجلسی که باشی
دو هزار شور و فتنه فکنی ز خوش لقایی
چو طرب رمیده باشد چو هوس پریده باشد
چه گیاه و گل بروید چو تو خوش کنی سقایی
چو جهان فسرده باشد چو نشاط مرده باشد
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: این غزل به وصف صفات و ویژگیهای الهی میپردازد و شاعر با به کارگیری تشبیهات زیبا، سعی دارد به ارتباط میان انسان و خدا اشاره کند. مولانا بیان میکند که اگر کسی به درون خود برود، صفات خداوند را در وجودش مییابد و نور و زندگی به خانه دلها میآورد. او همچنین به این نکته میپردازد که در عالم، اگرچه ظلمت و افسردگی حاکم باشد، وجود اوست که میتواند معانی و زیباییهای جدیدی را به ارمغان بیاورد. در نهایت، شاعر از تحولی شگرف در درون انسان صحبت میکند که میتواند به غنای روحی و معنوی او منجر شود و یادآور این نکته است که رابطه با خداوند، حقیقتی شگفتانگیز و عمیق است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
