

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۸۸
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۸
یا کالمینا یا حاکمینا
یا مالکینا لا تَظلَمونا
یا ذَاالفَضائِل زهر الشَمائِل
سِیفُ الدَلائِل لا تظلمونا
یا نعم ساقی حلو التلاقی
مر الفراقٖ لا تظلمونا
فی القلب بارق مثل الطوارق
بین المشارق لا تظلمونا
نادی المنادی فی کل وادی
لا بالعنادٖ لا تظلمونا
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از خداوند یا محبوب خود یاری میطلبد و از او میخواهد که به او ظلمی نرساند. او در ابراز عشق و محبت خود تأکید میکند که جانش را در راه وصال عزیزش میدهد و میخواهد که از فراق دوری کند. شاعر احساسات عمیق خود را نسبت به عشق بیان میکند و تأکید دارد که عشق برای او همچون یک ملک و دارایی ارزشمند است. او در نهایت با ناله و زاری از معشوق میخواهد که به حالش رحم کند و به او ظلمی وارد نسازد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
