

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۸۸۳
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۸۳
چه حریصی که مرا بیخور و بیخواب کنی
درکشی روی و مرا روی به محراب کنی
آب را در دهنم تلختر از زهر کنی
زهرهام را ببری در غم خود آب کنی
سوی حج رانی و در بادیهام قطع کنی
اشتر و رخت مرا قسمت اعراب کنی
گه ببخشی ثمر و زرع مرا خشک کنی
گه به بارانش همی سخره سیلاب کنی
چون ز دام تو گریزم تو به تیرم دوزی
چون سوی دام روم دست به مضراب کنی
باادب باشم گویی که برو مست نهای
بی ادب گردم تو قصهٔ آداب کنی
