

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۸۸۵
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۸۵
هله آن به که خوری این می و از دست روی
تا به هر جا که روی خوشدل و سرمست روی
چرخ گردان به تو گردد که تو آب اویی
ماه چرخی چه زیان دارد اگر پست روی
ماهیی لیک چنان مست تو است آن دریا
همه دریا ز پی آید چو تو در شست روی
صدقات همه شاهان که سوی نیست رود
رو سوی هست نهد چون تو سوی هست روی
سابق تیزروانی تو در این راه دراز
وز ره رفق تو با این دو سه پابست روی
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به دعوت به عشق و سرمستی اشاره میکند و تأکید دارد که دستیابی به خوشی و لذت زندگی از طریق عشق به دست میآید. او میگوید هر جا که بروی، با دل شاد و سرمست برو و نگران مشکلات نباش. به این ترتیب، چرخ زندگی به نفع تو میچرخد. دریا و ماه نیز به زیبایی تشبیه شدهاند و همه چیز به سمت تو خواهد آمد اگر با روحی خوش به سوی آنها بروی. در نهایت، شاعر به آموزههای شمس تبریزی اشاره میکند و تأکید میکند که باید از عیش و لذت و شادیهای معنوی آموخت.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
