

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۹۰۲
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۰۲
ای درآورده جهانی را ز پای
بانگ نای و بانگ نای و بانگ نای
چیست نی آن یار شیرین بوسه را
بوسه جای و بوسه جای و بوسه جای
آن نی بیدست و پا بستد ز خلق
دست و پای و دست و پای و دست پای
نی بهانهست این نه بر پای نی است
نیست الا بانگ پر آن همای
خود خدای است این همه روپوش چیست
میکشد اهل خدا را تا خدای
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به دلالت نی و صدای آن اشاره میکند، که نمادی از عشق و ارتباط با معشوق است. او به این نکته میپردازد که نی بیدست و پا چگونه میتواند خلق را به سمت خداوند هدایت کند و این ارتباط را از طریق نغمههایش برقرار کند. مولانا به مخاطب یادآور میشود که در دنیا، ما همه در گدایی و نیاز به نور الهی هستیم، در حالی که خداوند غنی و بینیاز است. او همچنین به تضاد بین دلخوشی و تنگدلی اشاره میکند و میگوید که برای یافتن نور باید از این دنیا فراتر رفت.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
