

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۹۰۷
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۰۷
آفتابا سوی مه رویان شدی
چرخ را چون ذرهها برهم زدی
آتشی در کفر و ایمان شعله زد
چون بگستردی تو دین بیخودی
پست و بالا عشق پر شد همچو بحر
چشمه چشمه جوش جوش سرمدی
عالمی پرآتش عشاق بود
بر سر آتش تو آتش آمدی
هر سحرگه پیش قانونهای تو
سجده آرد دین پاک احمدی
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به جمال و اثرگذار عشق و حقیقت الهی اشاره دارد. او از آتش عشق که در دلها افروخته شده سخن میگوید و مطرح میکند که این عشق قابلیت تبدیل کفر به ایمان را دارد. مولانا به وجود شمس تبریزی بهعنوان منبع نور و عشق اشاره میکند و بر زمین گذاشتن خاک پای او را بهعنوان نشانهای از تواضع و طلب برکت از او میداند. در نهایت، او به مقام والای عشق و نقش آن در زندگی انسانها تاکید میکند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
