

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۹۲۰
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۲۰
ای بهار سبز و تر شاد آمدی
وی نگار سیمبر شاد آمدی
درفکندی در سر و جان فتنهای
ای حیات جان و سر شاد آمدی
درفکن اندر دماغ مرد و زن
صد هزاران شور و شر شاد آمدی
از بر سیمین تو کارم زر است
ای بلای سیم و زر شاد آمدی
پای خود بر تارک خورشید نه
ای تو خورشید و قمر شاد آمدی
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به شادابی و زیبایی بهار و گلهای بهاری اشاره میکند و ورود این دنیای تازه و سرزنده را جشن میگیرد. او با تعابیری زیبا از ماهیت و حضور شمس تبریزی به عنوان محبوبی فراموشنشدنی یاد میکند و از تأثیر شگرف او بر دلها و جانها سخن میگوید. شاعر شمس را همچون خورشید و قمر میداند که در جهان نور و زندگی میتابد و همه را شاد و غرق در شور و شوق میکند. این مذاق خوش برآمدن بهار و وصال محبوب باعث میشود تا دلها پر از شوق و عشق گردد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
