

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۹۲۸
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۲۸
آنچه در سینه نهان میداری
درنیابند تو میپنداری؟!
خفته پنداشتهای دلها را
که خدایت دهدا بیداری
هر درخت آنچه که دارد در دل
آن بدیدهست گلی یا خاری
ای چو خفاش نهان گشته ز روز
تا ندانند که تو بیماری
به خدا از همگان فاش تری
گرچه در پیشگه اسراری
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر به بررسی حقیقت درونی انسان و پنهان بودن احساسات و آمال او میپردازد. مولانا با تمثیلهایی مثل درخت و خفاش، میگوید که آنچه در دل نهان است، در نهایت آشکار میشود و لاجرم نادانسته نمیماند. او به این نکته اشاره میکند که غفلت از بیداری واقعی و درک احساسات درونی، انسان را به بیماری روحی دچار میکند. نهایتاً، شفافیت و آشکار شدن حقیقت در وجود هر شخص، حتی اگر افکارش به ظاهر پنهان باشد، اجتنابناپذیر است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
