

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۹۹۴
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۹۴
ای نای خوش نوای که دلدار و دلخوشی
دم میدهی تو گرم و دم سرد میکشی
خالی است اندرون تو از بند لاجرم
خالی کننده دل و جان مشوشی
نقشی کنی به صورت معشوق هر کسی
هر چند امیی تو به معنی منقشی
ای صورت حقایق کل در چه پردهای
سر برزن از میانه بی چون شکروشی
نه چشم گشتهای تو و ده گوش گشته جان
دردم به شش جهت که تو دمساز هر ششی
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر دربارهٔ نای و صدای آن است که از دل و جان مینوازد و به نوعی نمایانگر عشق و ارتباط عمیق با معشوق است. نای به عنوان نمادی از وجود خالی و بینهایت درون انسان معرفی میشود که صدای عشق را به گوش میرساند و با دم زدن در آن، دلها را تسخیر میکند. شاعر احساسات خود را از طریق صدای نای بیان میکند و به زیباییهای عشق و اثر آن بر روح و دل اشاره میکند. همچنین، به توانایی نای در برقراری ارتباط با معشوق و انتقال لذتی عمیق اشاره میشود که نتیجهٔ این عشق است. در نهایت، نای به عنوان آتشی در وجود انسان تلقی میشود که عشق را زنده نگه میدارد و جذابیتش دلها را به خود جلب میکند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
