

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۳۰
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰
ای فصل باباران ما برریز بر یاران ما
چون اشک غمخواران ما در هجر دلداران ما
ای چشم ابر این اشکها میریز همچون مشکها
زیرا که داری رشکها بر ماه رخساران ما
این ابر را گریان نگر وان باغ را خندان نگر
کز لابه و گریه پدر رستند بیماران ما
ابر گران چون داد حق از بهر لب خشکان ما
رطل گران هم حق دهد بهر سبکساران ما
بر خاک و دشت بینوا گوهرفشان کرد آسمان
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر به توصیف زیبایی و حیات باغ و بارانی میپردازد که بر یاران و دلدادگان میبارد. شاعر از اشکهای غمخواران یاد میکند و به نقش باران در جوانهزدن و شکوفایی گلها اشاره میکند. او باران را همچون عنایتی از جانب خدا میداند که موجب شادابی و سرزندگی میشود. شاعر با تشبیهات زیبا، احساسات عمیق و پیوند عشق و اندوه را به تصویر میکشد و به دنبال آن به انتظار بازگشت هشیاران و عاشقان میباشد. این غزل در نهایت بر اهمیت عشق و محبت در زندگی تأکید دارد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
