

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۳۰۰۲
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۰۲
شوری فتاد در فلک ای مه چه شَستهای
پرنور کن تو خیمه و خرگه چه شَستهای
آگاه نیستند مگر این فسردگان
از آتش تو ای بت آگه چه شَستهای
آتش خوران ره به سر کوی منتظر
با مردمان زیرک ابله چه شَستهای
دل شیر بیشهست ولیکن سرش توی
دل لشکر حقست و توی شه چه شَستهای
ای جان تیزگوش تو بشنو هم از درون
هم ره به توست بر سر هر ره چه شَستهای
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر، نداهای مولانا به ماه و عشق را مورد تأکید قرار میدهد، و از زیبایی و نور ماه صحبت میکند که باید به زندگی انسانها روشنایی بخشد. او به آتش عشق و شوقی اشاره دارد که در دلهای متعصب و بیخبر از حقیقت وجود دارد. مولانا دلهای توفنده و شجاع را توصیف میکند که به دنبال پیوند و وصال هستند و از هر گونه ناامیدی دوری میجویند. در نهایت، او به شمسالدین تبریزی اشاره میکند و به روحزنی و معانی رازآلود عشق و حقیقت در زندگی اشاره دارد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
