

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۳۰۱۲
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۱۲
ای دل چون آهنت بوده چو آیینهای
آینه با جان من مونس دیرینهای
در دل آیینه من در دل من آینه
تن کی بود محدثی دی و پریرینهای
خواجه چرایی چنین کز تو رمد عشق دین
زانک همیبیندت احمد پارینهای
مرغ گزینی یقین دانه شیرین بچین
کآمد از سوی چین مرغ تو را چینهای
شیر خدایی خدا شیر نرت نام داد
از چه سبب گشتهای همدم بوزینهای
صورت تن را مبین زانک نه درخورد توست
پوشد سلطان گهی خرقه پشمینهای
