

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۳۰۳۴
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۳۴
میرسد ای جان باد بهاری
تا سوی گلشن دست برآری
سبزه و سوسن لاله و سنبل
گفت بروید هر چه بکاری
غنچه و گلها مغفرت آمد
تا ننماید زشتی خاری
رفعت آمد سرو سهی را
یافت عزیزی از پس خواری
روح درآید در همه گلشن
کب نماید روح سپاری
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر بهار و تجلی زیباییهای طبیعت را توصیف میکند. با آمدن باد بهاری، گلها و گیاهان جوانه میزنند و میوهداران به استقبال فصل نو میروند. به بستان، بلبلها آواز میخوانند و خداوند رحمت و مغفرت را به باغ دل میآورد. شاعر به انسانها یادآوری میکند که از غم و مشکلات زندگی غافل نشوند و از زیباییهای زندگی لذت ببرند. در پایان، دعوت به مشاهده زیباییهای زندگی و رهایی از زوایای تنگ و تاریک میشود.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
