

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۳۰۴۹
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۴۹
ربود عقل و دلم را جمال آن عربی
درون غمزه مستش هزار بوالعجبی
هزار عقل و ادب داشتم من ای خواجه
کنون چو مست و خرابم صلای بیادبی
مُسَبِّب سبب این جا در سبب بربست
تو آن ببین که سبب میکُشد ز بیسببی
پریر رفتم سرمست بر سر کویش
به خشم گفت چه گم کردهای؟ چه میطلبی؟
شکسته بسته بگفتم یکی دو لفظ عرب
أَتَیتُ أَطْلُبُ في حَیِّکُم مَقام أَبي
جواب داد کجا خفتهای؟ چه میجویی؟
به پیش عقل محمد پلاس بولهبی؟
