

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۳۰۶۳
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۶۳
به هر دلی که درآیی چو عشق بنشینی
بجوشد از تک دل چشمه چشمه شیرینی
کلید حاجت خلقان بدان شدهست دعا
که جان جان دعایی و نور آمینی
دلا به کوی خرابات ناز تو نخرند
مکن تو بینی و ناموس تا جهان بینی
در آن الست و بلی جان بیبدن بودی
تو را نمود که آنی چه در غم اینی
تو را یکی پر و بالیست آسمان پیما
چه در پی خر و اسپی چه در غم زینی
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر به موضوع عشق و معنویت میپردازد و بر تأثیر دعا در زندگی انسانها تأکید میکند. شاعر به دلها میگوید که با ورود عشق، چشمهای از شیرینی در آنها شکوفا میشود و دعا به عنوان کلید حاجات بشر معرفی میشود. همچنین اشاره میشود که در عالم حقیقت، انسان باید از تعلقات دنیوی بگذرد و به فطرت اصلیاش پی ببرد. شاعر تأکید میکند که هر انسانی در ذات خود سلطان و گوهری ارزشمند است و قدرتی الهی در او نهفته است. در نهایت، به اهمیت عمل و تلاش در راستای دین و معنویت اشاره میشود و ضرورت غفلت نکردن از نیازها و نازها در زندگی مورد تأکید قرار میگیرد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
