

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۳۰۷۰
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۷۰
اگر به خشم شود چرخ هفتم از تو بری
به جان من که نترسی و هیچ غم نخوری
اگر دلت به بلا و غمش مشرح نیست
یقین بدانک تو در عشق شاه مختصری
ز رنج گنج بترس و ز رنج هر کس نی
که خشم حق نبود همچو کینه بشری
چو غیر گوهر معشوق گوهری دانی
تو را گهر نپذیرد ازانک بدگهری
وگر چو حامله لرزان شوی به هر بویی
ز حاملان امانت بدانک بو نبری
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان موضوع عشق و چالشهای آن میپردازد. او هشدار میدهد که اگر خشم و بلای دنیایی انسان را از پای درآورد، باید به عشق واقعی پایبند باشد و از غمهای سطحی فرار کند. اشاره میکند که عشق حقیقی از کینه و خشمهای انسانی جداست و باید به دنبال پسند محبوب بود نه میلهای شخصی. همچنین تأکید میکند که در عشق، فهم و ذوق فردی نمیتواند با دیگران مقایسه شود و هر کس باید در پی درک صحیح از معشوق باشد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
