

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۳۱۱۲
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۱۲
تو خدای خویی تو صفات هویی
تو یکی نباشی تو هزارتویی
به یکی عنایت به یکی کفایت
ز غم و جنایت همه را بشویی
همه یاوه گشته همه قبله هشته
چه غمست کآخر همه را بجویی
همه چاره جویان ز تو پای کوبان
همه حمدگویان که خجسته رویی
تو مرا نگویی ز کدام باغی
تو مرا نگویی ز کدام کویی
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر به توصیف ویژگیهای الهی و رابطه انسان با خدا میپردازد. شاعر به این نکته اشاره میکند که خداوند صفات متعددی دارد و در عین حال یکی است. در این غزل، از همگان درخواست میشود که به قدرت و رحمت خداوند توجه کنند و به دنبال چارهجویی از او باشند. شاعر به دوگانگی احساسات انسانی در عشق و دشمنی با خدا نیز اشاره میکند و بر ابعاد مختلف حیات و ظهور خداوند در زندگی تأکید میکند. در نهایت، ابراز میشود که چه بسا خاموشی در برابر این عظمت نباید از یاد برود.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
