

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۳۱۵۹
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۵۹
زندگانی مجلس سامی
باد در سروری و خودکامی
نام تو زنده باد کز نامت
یافتند اصفیا نکونامی
میرسانم سلام و خدمتها
که رهی را ولی انعامی
چه دهم شرح اشتیاق که خود
ماهیم من تو بحر اکرامی
ماهی تشنه چون بود بیآب
ای که جان را تو دانه و دامی
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: این غزل ابراز ارادت و عشق شاعر به معشوقی است که به تعبیر او، مایهٔ زندگی و سروری است. او از نام و یاد معشوق به نیکی یاد میکند و خدمت به او را به عنوان هدفی مقدس میداند. شاعر تشبیهاتی از آب و دریا، ماهی و دامن میزند تا نشان دهد چقدر به محبت و حمایت معشوق نیازمند است. همچنین به کرامتهای معشوق اشاره میکند و از او میخواهد که حامیاش باشد تا در سایهٔ حمایت او آرامش بیابد. این اشتیاق عمیق به عشق و نیاز به حضور معشوق در زندگی به زیبایی در کلمات شاعر جلوهگر شده است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
