

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۳۱۷۸
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۷۸
در دل من پردهٔ نو میزنی
ای دل و ای دیده و ای روشنی
پرده تویی وز پس پرده تویی
هر نفسی شکل دگر میکنی
پرده چنان زن که به هر زخمه ای
پردهٔ غفلت ز نظر برکنی
شب منم و خلوت و قندیل جان
خیره که تو آتشی یا روغنی
بیمن و تو، هر دو تویی، هر دو من
جان منی، آن منی، یا منی
نکتهٔ چون جان شنوم من ز چنگ
تنتن تنتن، که تو یعنی تنی
