

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۳۱۹۳
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۹۳
غدرالعشق فزلت قدمی
مزجالفرقة دمعی بدمی
و حنیالقلب بما اورثنی
ندما فی ندم فی ندم
کره الحب وجودی و نأی
اسفا لیت وجودی عدمی
و سقیالصب و قد اسکرنی
شرب القلب و ماذاق فمی
ای صنم لطف ترا میدانم
نی ام ای دوست، بدان حد عجمی
ز لطیفی تو، گر شکر ترا
به دل اندیشم، ترسم برمی
