

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۳۲۰۵
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۰۵
روزن دل! آه چه خوش روزنی
یا تو مگر روزن یار منی
عمرک یا نخلة هل تأذنی
نحو جنی غصنک کی نجتنی
روزن آن خانه اگر نیستی
پس تو ز چه روی چنین روشنی
کل سراج حدث ینطفی
غیرک یا اصلی یا معدنی
هرچه کند چرخ مطوق بود
جز تو که بنیاد بقا میکنی
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل با تمرکز بر عشق و محبت به معشوق، به تفسیر زیباییها و دشواریهای عشق میپردازد. او به روزن دل اشاره میکند و میگوید که این روزن به یار تعلق دارد و بدون حضور او، زندگی بیمعناست. شاعر از گذر عمر و سختیهای آن سخن میگوید و به خطراتی که در مسیر عشق وجود دارد، اشاره میکند. او نسبت به کمبود عواطف و احساسات، احساس فقر میکند و میگوید که حتی اگر دو جهان هم به او تعلق داشته باشد، بدون معشوق احساس غنا نخواهد کرد. در پایان، شاعر بر عشق و جاذبههای آن تأکید میکند و از احساس نیاز و وابستگی خود به محبوب میگوید.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
