

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۳۲۰۸
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۰۸
الا فیالغشق تشریفی و عیدی
تعالوا نحو عشق منستزید
دعانا من تعالی عن حدود
نجیالمحدود بالعین الحدید
دعانا بحر ذی ماء فرات
فانکرنا التیمم بالصعید
دعانا خالق کل دعاء
تخاسر عندنا کل بعید
نسینا کل شی مذ ذکرنا
مقامات تعالت عن ندید
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر در مورد عشق الهی و دعوت به پیوستن به این عشق صحبت میکند. مولانا از حرمت و عظمت عشق میگوید و اشاره دارد که این عشق فراتر از محدودیتها و ماده است. او به زیبایی و بینظیری خالق اشاره میکند و میگوید که هر چیزی در برابر این عشق رنگ میبازد و در دنیای عشق، هر نوع جدی جدیدی در حال تجلی است. در نهایت، در این وصال، تمامی فاصلهها و سستیها در یاد عشق محو میشود.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
