

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۳۵
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵
ای یار ما، دلدار ما، ای عالم اسرار ما
ای یوسف دیدار ما، ای رونق بازار ما
نک بر دمِ امسال ما، خوش عاشق آمد پار ما
ما مفلسانیم و تویی، صد گنج و صد دینار ما
ما کاهلانیم و تویی، صد حج و صد پیکار ما
ما خفتگانیم و تویی، صد دولت بیدار ما
ما خستگانیم و تویی، صد مرهم بیمار ما
ما بس خرابیم و تویی، هم از کرم معمار ما
من دوش گفتم عشق را ای خسرو عیار ما
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر از محبوب خود بهعنوان یار و عالم اسرار یاد میکند و به ویژگیهای او اشاره میکند که موجب پویایی و رونق زندگیاش میشود. او خود را مفلس و خسته توصیف میکند و در مقابل، محبوب را دارایی و زندگیبخش میداند. شاعر به عشق و ارتباط عاطفیاش با محبوب اشاره میکند و از جستوجوی حقیقت و معنا در این رابطه سخن میگوید. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که هر چیزی در زندگی بر اساس قضا و قدر شکل میگیرد و اختیار در دست محبوب است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
