

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۳۸۰
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۰
آن خواجه اگر چه تیزگوش است
استیزهکن و گرانفروش است
من غره به سست خندهٔ او
ایمن گشتم که او خموش است
هش دار که آب زیر کاه است
بحری است که زیر که بهجوش است
هر جا که روی هش است مفتاح
اینجا چه کنی که قفلِ هوش است؟
در روی تو بنگرد بخندد
مغرور مشو که رویپوش است
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: در این شعر، مولانا به توصیف شخصیت شمس تبریزی میپردازد و از ویژگیهای او سخن میگوید. او به تیزگوشی و زیرکی شمس اشاره میکند و هشدار میدهد که کسی که به ظاهر او غره میشود، ممکن است فریب بخورد. شاعر از نیرنگهای پنهانی و عمق شخصیت شمس میگوید و آن را به دریاهایی پرجوش و خروش تشبیه میکند. این شعر به نوعی به قدرت و عظمت شمس در دگرگون کردن دلها و روحها اشاره دارد و همچنین تصور میکند که غم و ترس ناشی از شخصیت او مانند موشی در گور پنهان شده است. در نهایت، شاعر بر اهمیت درک عمیق شمس و زمان حاضر تأکید میکند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
