

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۴۴۴
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۴
ساقی بیار باده که ایام بس خوشست
امروز روز باده و خرگاه و آتش است
ساقی ظریف و باده لطیف و زمان شریف
مجلس چو چرخ روشن و دلدار، مَهوشاست
بشنو نوای نای کز آن نفخه بانواست
درکش شراب لعل که غم در کشاکش است
امروز غیر توبه نبینی شکستهای
امروز زلف دوست بود کان مشوش است
هفتاد بار توبه کند شب رسول حق
توبه شکن حق است که توبه مخمش است
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل دعوت به نوشیدن شراب و شادی دارد و روز را فرصتی برای خوشی و جشن میداند. او بر اهمیت عشق و وصال تأکید میکند و میگوید که در این زمان، کسی نمیتواند توبه کند زیرا این لحظه، فرصتی برای شادی و نزدیکی به معشوق است. همچنین به وجود روحی زنده در جاهایی که مردهاند اشاره میکند و تأکید دارد که از عشق نباید غافل شد، چرا که دلها هنوز به آسمانها تعلق دارند. در نهایت، شاعر به مفهوم واقعی انسان اشاره میکند و آن را فراتر از محدودیتهای دنیوی میداند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
