

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۴۶۱
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۱
شاه گشادست رو، دیده شه بین که راست ؟
باده گلگونِ شه، بر گل و نسرین که راست ؟
شاه در این دم به بزم پای طرب درنهاد
بر سر زانوی شه تکیه و بالین که راست ؟
پیش رخ آفتاب چرخ پیاپی کی زد ؟
در تتق ابر تن ماه به تعیین که راست ؟
ساغرها میشمرد وی بشده از شمار
گر بنشد از شمار ساغر پیشین که راست ؟
از اثر روی شه هر نفسی شاهدی
سر کشد از لامکان گوید کابین که راست ؟
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر به وصف حال و هوای بزم عیش و عشق میپردازد. شاعر با تحسین از شاهی سخن میگوید که در محفل طرب نشسته و باده گلگون مینوشد. در این بزم، زیبایی و عشق در حال ظهورند و افراد مختلف به وجد آمدهاند. شاعر به تصویر کشیدن درد و شوقی که در دل عاشقان وجود دارد، اشاره میکند و در نهایت به ستایش از قدرت و مقام شمس تبریزی به عنوان مظهر عشق و بزرگی میپردازد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
