

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۵۰۵
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۵
پیشتر آ روی تو جز نور نیست
کیست که از عشق تو مخمور نیست
نی غلطم در طلب جان جان
پیش میا پس به مرو دور نیست
طلعت خورشید کجا برنتافت
ماه بر کیست که مشهور نیست
پرده اندیشه جز اندیشه نیست
ترک کن اندیشه که مستور نیست
ای شکری دور ز وهم مگس
وی عسلی کز تن زنبور نیست
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر در وصف عشق و زیبایی معشوق است که جلوهگری او را به نور و خورشید تشبیه میکند. مولانا به تجلی عشق در دلها اشاره دارد و بیان میکند که هیچکس از عشق معشوق مست نیست. او نیز بر این نکته تأکید میکند که اندیشه و تفکر، در نهایت به حقیقت عشق ختم میشود و بدون عشق، زندگی فاقد ارزش است. شاعر به تحقق عشق و زیبایی در حقیقت وجود اشاره میکند و میگوید که هر که غم و اندوه را چشیده باشد، در برابر زیبایی معشوق هیچ عذری ندارد. نهایتاً، مولانا در نهایت به مقام شمس تبریزی اشاره میکند و از عمق اسرار عشق صحبت میکند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
