

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۵۱۲
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۲
صبر مرا آینه بیماری است
آینه ای عاشق غمخواری است
درد نباشد ننماید صبور
که دل او روشن یا تاری است
آینه جوییست نشان جمال
که رخم از عیب و کلف عاری است
ور کلفی باشد عاریتیست
قابل داروست و تب افشاری است
آینه رنج ز فرعون دور
کان رخ او زنگی و زنگاری است
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: این غزل به بیان حال صبر و رنجهایی میپردازد که انسان در زندگی با آنها مواجه است. صبر به عنوان آینهای عاشق و غمخوار توصیف میشود که نشاندهندهٔ وضعیت روحی فرد است. شاعر اشاره میکند که درد باعث شناخته نشدن صبر میشود و اگرچه رنج وجود دارد، اما صبر باید خود را نشان دهد. او به قضا و قدر الهی و امتحانات زندگی اشاره دارد و از حالتی ترسناک سخن میگوید که در آن اتفاقات ناگوار ممکن است بیفتد. همچنین، در این غزل به ظلم و ستم در حق افراد و اثرات منفی آن بر زندگی و روح انسانها اشاره شده است. در نهایت، شاعر بر لزوم خاموشی تأکید میکند تا حبیب الهی بگوید آنچه را که در دل دارد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
