

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۵۱۹
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۹
ای دل فرو رو در غمش کالصبر مفتاح الفرج
تا رو نماید مرهمش کالصبر مفتاح الفرج
چندان فرو خور اندُهان تا پیشت آید ناگهان
کرسی و عرش اعظمش کالصبر مفتاح الفرج
خندان شو از نور جهان تا تو شوی سور جهان
ایمن شوی از ماتمش کالصبر مفتاح الفرج
باری دلم از مرد و زن برکَند مهر خویشتن
تا عشق شد خال و عمش کالصبر مفتاح الفرج
گر سینه آیینه کنی بیکبر و بیکینه کنی
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به اهمیت صبر و بردباری در مواجهه با مشکلات زندگی اشاره میکند و آن را کلید گشایش و آرامش میداند. او از دل میخواهد که در غم و اندوه فرو برود تا آرامش و مرهمی که انتظارش را میکشد، پدیدار شود. با تأکید بر تواضع و خلوص نیت، شاعر میگوید که اگر دل مانند آینهای صاف باشد، میتواند نور و عشق را در خود منعکس کند. همچنین، او به وجود دیوسیرتها در درون انسان اشاره میکند و میگوید با صبر و مدیریت بر خود، میتوان بر آنها غلبه کرد. در پایان، شاعر یادآور میشود که جز حق، کسی نمیتواند به اسرار عالم و زندگی دست یابد و باید از زبان خودداری کرد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
