

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۵۴۱
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴۱
صرفه مکن صرفه مکن صرفه گدارویی بود
در پاکبازان ای پسر فیض و خداخویی بود
خود عاقبت اندر ولا نی بخل ماند نی سخا
اندر سخا هم بیشکی پنهان عوض جویی بود
هست این سخا چون سیر ره وین بخل منزل کردنت
در کشتی نوح آمدی کی وقف و رهپویی بود
حاصل عصای موسوی عشقست در کون ای روی
عین و عرض در پیش او اشکال جادویی بود
یک سو رو از گرداب تن پیش از دم غرقه شدن
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر به بررسی مفهوم سخاوت و بخل میپردازد و میگوید که صرفهجویی در مسایل معنوی و انسانی ضرر دارد زیرا درهای فیض و بندگی را میبندد. مولانا اشاره میکند که سخاوت واقعی باید بدون انتظار پاداش باشد و انسان را به سوی حقیقت و توحید سوق میدهد. او تاکید دارد که باید خود را از قید و بندهای مادی رها کرده و به سوی بقا و خرمی حرکت کرد. در نهایت، شاعر به این نکته میرسد که در مسیر عشق و حقیقت، شناخت خود و رهایی از خودکامگی، کلید اصلی است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
