

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۶۲۴
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲۴
هر ذره که بر بالا مِی نوشد و پا کوبد
خورشید ازل بیند وز عشق خدا کوبد
آن را که بخنداند خوش دست برافشاند
وان را که بترساند دندان به دعا کوبد
مستست از آن باده با قامت خم داده
این چرخ بر این بالا ناقوس صلا کوبد
این عشق که مست آمد در باغ الست آمد
کانگور وجودم را در جهد و عنا کوبد
گر عشق نه مست استی یا باده پرست استی
در باغ چرا آید انگور چرا کوبد
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر دربارهٔ حال و هوای عشق و شور و شوق ناشی از آن است. در این اثر، عشق به عنوان باده و مستی تصویر شده و به مقامات معنوی و روحانی اشاره میشود. شاعر به توصیف اثرات عشق بر وجود انسان و چرخش دنیا میپردازد و با ذکر مثالهایی چون یوسف و یعقوب به تأثیرات عمیق عشق اشاره میکند. در نهایت، دعوت به جستجوی سعادت و رازهای عشق با اشاره به چالشها و سختیهایی که آن را همراهی میکند، مطرح میشود. کلّیّت شعر بیانگر زیبایی و قدرت عشق در زندگی انسانی است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
