

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۶۲۵
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲۵
گر ماه شب افروزان روپوش روا دارد
گیرم که بپوشد رو بو را چه دوا دارد
گر نیز بپوشد رو ور نیز ببرد بو
از خنبش روحانی صد گونه گوا دارد
آن مه چو گریزانه آید سپس خانه
لیکن دل دیوانه صد گونه دغا دارد
غم گرچه بود دشمن گو بد سر او با من
با مرغ دلم گوید کو دام کجا دارد
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر به مسأله تظاهر و پنهانکاری میپردازد و زوال حقیقت را در چهرههای زیبا و گریزنده بررسی میکند. شاعر اشاره میکند که اگر زیبایی نمایان نشود، باز هم روح و دل به ناپایداری خود ادامه میدهند. او به تناقضهای احساسات انسانی اشاره دارد و میگوید که دل دیوانه هرگز از فریب و دغل دور نیست. در نهایت، غم و دشواریهای زندگی به دشمنی درونی بدل میشوند که همچنان بر دل مینشیند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
